Search
Generic filters
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in excerpt
Search in comments
Filter by Custom Post Type

نیروهای رشد در بورس تهران

بازگشت به بلاگ
بورس اوراق بهادار تهران

اشتراک گذاری پست

نیروهای رشد در بورس تهران

بازدیدها: 386

مقدمه

بازار سرمایه که اغلب با بورس اوراق بهادار شناخته می شود یکی از گزینه های جذاب سرمایه گذاری برای عموم مردم است. بازار سرمایه  شاخصه های متعددی دارد که باعث می شود که نسبت به اغلب گزینه های سرمایه گذاری دیگر جذابیت بالاتری دارد. در بین این جذابیت ها می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

۱- نقدشوندگی بالاتر

۲- دسترسی آسانتر (از جمله از طریق آنلاین)

۳- وجود نظارتهای قویتر و اطمینان بالاتر نسبت به سایر بازارها

۴-کشش سرمایه گذاری های بزرگتر

۵- امکان ایجاد پورتفوی یا همان سبد سرمایه گذاری

۶- دسترسی راحت تر و فراگیر تر به آمار و اطلاعات بازار

۷- همگنی جغرافیایی دسترسی به بازار

۸- فراغت از محدودیتهای قانونی ناظر بر برخی کسب و کارها نظیر: تخصص/جنسیت/سن و سال/تجربه/حداقل سرمایه

البته با رشد بازارها این عوامل اغلب تقویت و بعضی وقت ها هم تضعیف می شوند و در کنار آن مزیتهایی مثل تنوع محصولات و ارتباطات بین المللی نیز اضافه می شود. در کنار این موضوع یک سری مسائل در حیطه اقتصاد ایران وجود دارد که باعث افزایش ریسک و کاهش مزیت بازار بورس در مقایسه با سایر بازارها در ایران می شود، یکی از این مسائل تورمی بودن اقتصاد ایران است.

تقریباً اواخر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه ۱۳۷۰ برخی اقتصاد دانان، مدیران، سیاست سازان و سیاستگذاران گمان می کردند که اقتصاد ایران کوچک و دارای ریسک زیاد است و یکی از ریسک های متصور، ریسک کاهش قیمت ناشی از مازاد عرضه بود، و برای مقابله با این ریسک پیشنهاد می کردند که باید در اقتصاد تورم وجود داشته باشد. این تفکر که از نظر نگارنده اصولی به نظر نمی رسد و با نظریه های اقتصادی متعددی در تضاد است، فرهنگ و زیر ساخت کسب و کار نادرستی را در جامعه ایران ایجاد کرد که ایجاد انتظارات تورمی مداوم و غیر قابل مهار و بنای کسب و کارها بر اساس انتظار تورم از اصلی ترین نتایج زیانبار آن بوده اند. در کنار این موضوع ساختار حسابداری و به ویژه قیمت گذاری به روش هزینه افزوده با ویژگی های خاص، مسائل حوزه لجستیک به ویژه نحوه مدیریت موجودی انبار، ساختار کلی شکل گیری انتظارات، مسائل حوزه تامین مالی از جمله منفی بودن نرخ بهره واقعی در اغلب دوره ها، نابرابری قابل توجه نرخ بهره در بازارهای مختلف بدون لحاظ نمودن مناسب عنصر ریسک، و عوامل متعدد دیگر که همگی دست به دست هم داده و موجب بروز یک نوع تورم ساختاری در ایران شده اند. در این اقتصاد با این شرایط تورم ساختاری و البته تورمی که نوسان آن هم در دوره های زمانی مختلف زیاد است، تحلیل بازار ها کار دشواری است.

در این مقاله تلاش می شود، نیروهای رشد در بورس اوراق بهادار یا به اصطلاح همان بازار سرمایه ایران و جهت و قدرت اثر آنها بررسی شود و صرفاً به انتظارات تورمی اکتفا نشود و اطلاعات لازم و نسبتا خوبی برای تفکیک تغییرات تورمی و رشد ارزش اصلی در اختیار مخاطبان عزیز قرار گیرد.

شاخص های کلیدی بازار سرمایه

برای شناسایی بهتر نیروهای رشد در بازار سرمایه ایران، جهت اثر آنها و قدرت اثر آنها، در ابتدا لازم است تا شاخص های کلیدی بازار سرمایه را که به این موضوع مرتبط هستند، شناسایی نماییم. طبیعی است که در این مقاله بیشتر ما بر کلیت بازار ایران تکیه خواهیم کرد و کمتر به گروه های صنعت می پردازیم و اگر هم به برخی تک سهم ها بپردازیم، صرفاً در حد مثال و تبیین بهتر موضوع خواهد بود.

یکی از گزارشاتی که در خصوص تعیین شاخص های کلیدی بازار سرمایه منتشر شده است و به خاطر جایگاه قانونی و تخصصی آن اعتبار دارد گزارشی است که توسط  مرکز پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی سازمان بورس و اوراق بهادار انجام شده است. در این گزارش شاخص‌هایی کلیدی برای بازار سرمایه  بازار سرمایه تعیین شده است که شامل مواردی همچون تأمین مالی از طریق بازار سرمایه، اندازه بازار، ارزش معاملات، ضریب نفوذ بازار سرمایه، توسعه بازار سرمایه حرفه‌ای، سرمایه‌گذاری خارجی در بازار سرمایه و ارزش معاملات بورس های کالایی می شود. در این مقاله گزارش مزبور استفاده شده و با سایر اطلاعات جمع آوری شده توسط گروه تحقیق و مشاوره اقتصادی اکونوایزر تکمیل می شود.

ضریب نفوذ بازار سرمایه:

این شاخص از مجموع تعداد کدهای سهامداری و تعداد صاحبان واحدهای سرمایه‌گذاری صندوق‌ها به دست می‌آید. طبق اطلاعاتی که از سایت سازمان بورس و اوراق بهادار و اطلاعیه های این سازمان در جراید و سازمانها بدست می آید، در اواسط دهه ۱۳۷۰ تعداد دارندگان کد بورس در ایران حدود ۶۰۰ هزار نفر بود اما در  شهریور سال ۱۳۸۸ به ۳٫۳ میلیون نفر، به ۶,۵ میلیون نفر در ابتدای سال ۱۳۹۲، به ۹٫۵ میلیون نفر در اسفند ۱۳۹۵ و در خرداد ۱۳۹۷ به ۱۰ میلیون و۲۳۴هزار نفر رسیده است، یعنی بورس اوراق بهادار تهران  از نظر تعداد کد سهامداری، رشدی حدود ۱۷۰۰% را در طی ۲۲ سال تجربه کرده است. ضریب نفوذ بازار سرمایه فقط در ۵ سال اخیر سالانه به طور متوسط ۱۵ درصد رشد داشته است.

تحقیقی که در سال ۲۰۰۹ توسط گرانت، مگینسون و زالوسکا انجام شده است نشان می دهد که ۱۴۱ کشور عضو سازمان ملل متحد، حداقل یک بورس اوراق بهادار دارند که تقریباً نیم میلیارد سهامدار در آنها به فعالیت می پردازند. بر طبق اطلاعات این تحقیق در کل جهان (یا به عبارت دقیقتر در کشورهای دارای بورس اوراق بهادار) ۳۲۸ میلیون نفر سهامدار حقیقی فعال بوده اند که ۱۷۳ میلیون نفر آنها در کشورهای با بورس و بازار سرمایه پیشرفته و ۱۵۵ میلیون نفر باقیمانده در کشورهای باقیمانده با بازارهای در حال ظهور و نوظهور فعالیت دارند. با توجه به اینکه طبق آمارهای مورد استفاده در تحقیق مزبور، بعد هر خانوار ۴٫۲ نفر بوده است لذا می توان نتیجه گیری کرد که در تاریخ تحقیق مزبور ۲۰٫۲۷% خانوارهای دنیا سهام دار شرکت های بورسی بوده اند.

طبق سرشماری سال ۱۳۹۵ کل کشور، تعداد خانوارهای ایرانی حدود ۲۴۱۹۶۰۳۵ خانوار بوده است که با احتساب نرخ رشد تعداد خانوار برابر ۲٫۵% در سال برای سال های ۱۳۹۰-۱۳۹۵ می توان تعداد خانوارهای کشور را در سال ۱۳۹۷ برابر ۲۵۴۲۰۹۵۹ خانوار دانست بنابراین اگر بخواهیم تعداد نرمال سهامدار ایرانی را به میانگین جهانی ارجاع دهیم، به عدد ۴٫۹۵ میلیون سهامدار خواهیم رسید؛ با توجه به اینکه عدد مزبور بسیار کمتر از نسبت اعلام شده فوق الذکر است حتی با کسر کدهای سهامداران حقوقی، کدهای سهامداری متوفی شده و یا خارج شده از بورس باز می شد نتیجه گرفت که بورس تهران یکی از عوامل اصلی رشد خود یعنی ورود تقاضای سهام از بیرون را از دست داده است [اما تحولاتی که در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ ( پس از تدوین اولیه این مقاله) رخ داد، نشان داد که این نیرو هنوز کارگر است.]

نسبت های جمعیتی در بازار سرمایه که بر پایه واحد پول می چرخد، خیلی نمی تواند، گویا باشد؛ چون سهام دار می تواند، از یک سهم ۱۰۰ ریالی تا میلیونها سهم را دارا باشد بنابراین به شاخص های دیگری در ارزیابی از بازار سرمایه و توان ورود تقاضا به بازار نیاز خواهیم داشت که در ادامه به آنها می پردازیم.

اندازه یا ارزش کل بازار بورس:

اندازه (ارزش) بازار بورس ایران از ۴۶۲ هزار میلیارد ریال در ابتدای سال ۱۳۸۶، به ۷۵۱۳ هزار میلیارد ریال در سال ۱۳۹۷ رسیده است که بیانگر ۱۵۲۶ درصد رشد است. این شاخص حاصل‌جمع ارزش بازار سهام، اوراق صکوک و اوراق مشتقه است که از حاصلضرب قیمت ورق بهادار در تعداد اوراق منتشره به دست می آید. بیشترین افزایش در اندازه بازار مربوط به ارزش سهام پذیرفته‌شده در بورس تهران و فرابورس ایران است. متوسط رشد سالانه ارزش بازار از ابتدای سال ۱۳۸۶ تا سال ۱۳۹۷ نیز ۱۲۹درصد است.

(ارقام به میلیارد ریال)

۱۳۸۶ ۱۳۸۷ ۱۳۸۸ ۱۳۸۹ ۱۳۹۰ ۱۳۹۱ ۱۳۹۲ ۱۳۹۳ ۱۳۹۴ ۱۳۹۵ ۱۳۹۶ ۱۳۹۷
۴۶۲۱۰۵ ۴۴۸۹۵۵ ۶۵۱۴۲۸ ۱۱۱۵۶۳۶ ۱۲۸۲۵۰۷ ۱۷۰۷۴۹۷ ۳۸۶۵۹۷۰ ۲۸۱۳۱۵۶ ۳۴۴۴۴۷۴ ۳۲۲۰۳۷۳ ۴۹۴۹۰۰۰ ۷۵۱۳۰۰۰

نسبت اندازه بازار به تولید ناخالص داخلی

برای ارزیابی بهتر از ارزش بازار بورس و توان رشد آن به یک شاخص قوی تر نیاز داریم و آن می تواند نسبت ارزش بازار به GDP یا نسبت ارزش بازار به پس انداز باشد. با توجه به محدودیت های دسترسی به اطلاعات پس انداز در کشور نسبت ارزش بازار بورس به تولید ناخالص داخلی (GDP) را مرود استفاده قرار می دهیم. این نسبت بر اساس اطلاعاتی که برای ۲۸ کشور با بازار توسعه یافته سرمایه توسط موسسه Siblis Research ارائه شده است بین ۶% برای کشور آرژانتین تا ۴۵۴% برای کشور هنگ کنگ متغیر است و میانگین ۱۰۱% را بدست می دهد. اگر این نسبت را برای کشور های NEXT11 (یازده کشور در حال توسعه که توسط موسسه گلدمن ساکس به عنوان اقتصادهای در حال ظهور شناخته شده اند) موجود در لیست موسسه سیبلیس، یعنی ترکیه- کره جنوبی- اندونزی- آفریقای جنوبی- مکزیک و شیلی محاسبه کنیم به عدد ۹۴٫۷% خواهیم رسید که تفاوت چندانی با میانگین کل ندارد.

طبق اعلام رئیس کل وقت سازمان بورس اوراق بهادار به پایگاه اطلاع رسانی بازار سرمایه در دیماه سال ۱۳۹۱ این نسبت برای ایران از عدد۵۰% عبور کرد که محاسبات فعلی نشان می دهد در همان حدود یعنی ۵۲% باقی است بنابراین بر اساس این شاخص هنوز نیمی از راه برای رسیدن به میانگین جهانی باقی است. اما ایران کشوری است که در آن نرخ پس انداز پایین است  بنابراین باید تعدیلی برای بحث پس انداز به ویژه پس انداز خصوصی برای ایران صورت پذیرد.

ارزش معاملات:

ارزش معاملات (سهام، اوراق و مشتقه) در بورس تهران، فرابورس ایران، بورس کالا و بورس انرژی از مقدار ۱۰۹۶ هزار میلیارد ریال طی سال ۱۳۹۱ به مقدار ۱۹۰۲ هزار میلیارد ریال طی سال ۱۳۹۵ رسید. که رشدی ۷۴ درصدی را نشان می دهد. ارزش معاملات سالانه به طور متوسط ۱۵ درصد رشد داشته است.

تأمین مالی از طریق بازار سرمایه:

بدیهی است که بازارهای پولی و مالی وسرمایه گذاری در جهت تامین و تدارک منابع مالی و پولی لازم برای تجهیز فعالیتهای مولد جامعه تشکیل شده و فعالیت می نمایند. روش‌ها و ابزارهای مختلفی برای تامین مالی به منظور تامین تجهیزات، سرمایه در گردش و … برای پروژه‌های صنعتی، معدنی، ساختمانی و … در بازار سرمایه وجود دارد که آنها را در دو گروه ذیل طبقه بندی می نمایند:

ابزارهای مبتنی بر بدهی:

شامل اوراق بهادار اسلامی یا همان صکوک (که به دو صورت صکوک اجاره و صکوک مرابحه وجود دارد)، اوراق مشارکت، گواهی سپرده مدت‌دار ویژه سرمایه‌گذاری، اوراق رهنی و … است.

ابزارهای مبتنی بر سرمایه:

شامل افزایش سرمایه، شرکت‌های سهامی عام، صندوق‌های زمین و ساختمان برای تأمین مالی بخش مسکن و صندوق‌های پروژه محور،اوراق اختیار سهام (stock options)، وارانت (warrant)، اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام (convertible bonds) می باشد.

طبیعی است که در کشور ما به علت عدم طی کامل مراحل توسعه اقتصادی هنوز بخش عمده ای از تأمین منابع مالی در کشور به صورت سنتی و در شبکه بانک‌های تجاری و تخصصی انجام می‌شود. اما طی دو دهه اخیر حرکت های جدی و نوین به سمت فعال‌سازی ظرفیت‌های نهفته در بازار سرمایه برای تأمین مالی شرکت‌ها و طرح‌ها آغاز شده است. تا قبل از سال ۱۳۸۴ امکان تأمین مالی از طریق ابزار بدهی و برخی دیگر از ابزارهای نوین بازار سرمایه در ایران وجود نداشت و بعد از سال ۱۳۸۴ و بازبینی قانون بورس و اوراق بهادار این شرایط فراهم شد. به نظر می آید روند تأمین مالی در چند سال گذشته بسیار مطلوب بوده، اما برای مطلوب شدن شرایط، قاعدتاً زمان لازم است.

در جدول زیر به آمار میزان تامین مالی از طریق بازار سرمایه پرداخته شده است:

(ارقام به میلیارد ریال)

۱۳۸۶ ۱۳۸۷ ۱۳۸۸ ۱۳۸۹ ۱۳۹۰ ۱۳۹۱ ۱۳۹۲ ۱۳۹۳ ۱۳۹۴ ۱۳۹۵
میزان تامین مالی از بازار سرمایه ۴۱۹۶۹ ۸۳۸۹۲ ۱۲۸۶۱۲ ۱۳۶۵۷۴ ۱۳۴۱۷۷ ۱۳۴۵۱۵ ۲۸۷۰۶۷ ۳۱۴۹۹۹ ۴۶۹۶۸۴ ۵۲۲۱۴۶
رشد تامین مالی از بازار سرمایه %۹۹٫۹ %۵۳٫۳ %۶٫۲ ۱٫۷-% %۰٫۲ %۱۱۳٫۴ %۹٫۷ %۴۹٫۱ %۱۱٫۲
میزان تشکیل سرمایه ثابت ۶۹۱۸۹۳ ۹۴۷۴۶۰ ۱۰۷۷۱۹۸ ۱۱۴۲۴۷۳ ۱۳۵۸۱۵۳ ۱۳۹۵۸۳۳ ۱۷۲۹۹۰۵ ۱۹۸۸۷۴۹ ۲۳۶۲۸۹۱ (۹ ماهه)

۲۴۳۲۸۷۷

رشد تشکیل سرمایه ثابت
۳۶٫۹ % %۱۳٫۷ %۱۸٫۹ %۲٫۸ %۲۳٫۹ %۱۵ %۱۵٫۸
سهم بازار سرمایه از تشکیل سرمایه ثابت
%۸٫۸ %۱۱٫۹ %۱۱٫۹ %۹٫۸ %۹٫۶ %۱۶٫۶ %۱۵٫۸ %۱۹٫۹

منبع: مدیریت تحقیق و توسعه شرکت بورس و اوراق بهادار

توسعه بازار سرمایه حرفه‌ای:

نهادهای مالی از جمله زیرساخت‌های بسیار مهم توسعه بازار سرمایه محسوب می شوند که بر اساس ماده ۲۸ قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب آذرماه سال ۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی، تأسیس آن‌ها منوط به ثبت نزد سازمان بورس و اوراق بهادار است و فعالیت آن‌ها تحت نظارت این سازمان صورت می‌پذیرد. تعداد این نهادها از ۲۹۹ شرکت در پایان سال ۱۳۹۱، به ۴۸۸ شرکت در اسفندماه سال ۱۳۹۵ رسیده است و رشدی ۶۲ درصدی داشته است.

سرمایه‌گذاری خارجی در بازار سرمایه:

مورد بعدی که برای تقویت بورس ایران باقی می ماند، مورد ورود سرمایه ها و سرمایه گذاران خارجی است. که ظرفیتی تقریباً استفاده نشده در بورس ایران است و البته باعث افزایش فراریت بازار خواهد شد و به نظر نمی رسد در افقی کوتاه مدت عملی گردد زیرا مهیا شدن وضعیت برای انجام آن نیازمند طی زمانی حداقل پنج ساله است.

سرمایه‌گذاری خارجی در بازار سرمایه کشور در ابتدای سال ۱۳۹۲ حدود ۸۷۸ میلیارد ریال بوده که این رقم در پایان سال ۱۳۹۵ با ۱۳۲۸ درصد رشد به ۱۲۵۳۸ میلیارد ریال رسیده است. تعداد کدهای سرمایه گذاران خارجی ۸۵۸ کد است که ۵۶۲ کد مربوط به سرمایه گذاران حقیقی و ۲۹۶ کد مربوط به سرمایه گذاران حقوقی است. تعداد کدهای سهامداری خارجی در بورس انرژی ۱۵۰ کد است. سهم سرمایه گذاری خارجی در بورس ایران کمتر از ۰٫۵% است در حالی که این نسبت برای مثال برای بورس ترکیه ۶۰% است برای همین جای کار برای جذب سرمایه گذار خارجی در بورس ایران نسبتا بالاست.

شاخص های بازدهی شرکتی و تاثیر آن در رشد بورس و بازدهی بورس

عواملی که در بالا معرفی شد عوامل مربوط به ظرفیتهای قابل جذب توسط بازار سرمایه است اما تا وقتی که ناشران اوراق حاضر در بازار سرمایه فاقد جذابیت لازم باشد این ظرفیت ها جذب نخواهد شد. سه شاخص بازده انتظاری هر سهم (EPS)، نسبت سود تقسیمی (DPS)، و نسبت قیمت به بازده انتظاری هر سهم (P/E) شاخصهای مهمی هستند که عملکرد ناشران را نشان می دهند و ذیلا به مختصر به این شاخص های می پردازیم.

نسبت قیمت به بازده انتظاری هر سهم (P/E)

رامین ربیعی مدیر عامل گروه مالی فیروزه در مصاحبه ای با پایگاه اطلاع رسانی بازار سرمایه به تاریخ اسفند ۱۳۹۴، میانگین نسبت قیمت به بازده یا همان P/E را برای کشورهای درحال توسعه ۱۰-۱۲ اعلام کرده و بیان می دارد که این نسبت برای ایران نیز منطقی است.

تحقیق انجام شده توسط یاردنی، آبوت و کویینتانا در اکتبر ۲۰۱۶ نیز برای نسبت p/e عدد ۱۵٫۵ را برای کل جهان و عدد ۱۲٫۴ را برای اقتصادهای بازار درحال ظهور ارائه می دهد، در حالی که این نسبت برای آمریکا  ۱۷ می باشد. این نسبت در تحقیق های خارجی در دسترس برای ایران ارائه نشده است و رقمی هم در وبسایت خود بورس بدست نیامد اما طبق مصاحبه دکتر محمد ولی نادی قمی در ۲۵ مهر ۱۳۹۵ با سایت شرکت مشاور سرمایه گذاری آرمان آتی این نسبت در ابتدای سال ۱۳۹۵ به عدد ۹ رسیده بوده است که در مهرماه به عدد ۶ کاهش یافته است.

اما مقایسه شاخص p/e برای تعیین پتانسیلهای بورس ایران می تواند بسیار گمراه کننده باشد. اولین دلیل این مدعی روش محاسبه است. در ایران این نسبت بر اساس بازده انتظاری تعیین می شود در حالی که در کشورهای دیگر بر اساس بازده قطعی تعیین می شود (کدیور، علیرضا/ مهر ۱۳۹۰). دومین دلیل به ورود و خروج سرمایه به کشور مربوط می شود، این نسبت بازدهی بورس یک کشور را با بازدهی سایر فرصتهای سرمایه گذاری موازنه می نماید. همانطور که در بالا ذکر شد سهم سرمایه گذاری خارجی در بورس ایران ۰٫۵% است در حالی که این نسبت برای مثال برای بورس ترکیه ۶۰% است. بنابراین باید این نسبت خودش با شاخصهای مضاعفی تعدیل شود.

تورم و نرخ بهره دو شاخصی هستند که می توانند برای تعدیل این نسبت به کار روند. می توان با ترکیب این دو شاخص با هم به شاخص نرخ بهره واقعی دست یافت یعنی نرخ بهره بانکی منهای نرخ تورم. در تیر و شهریور سال ۱۳۹۲ دو سایت خبری تسنیم و دنیای اقتصاد دو خبر کاملا متناقض در خصوص نرخ بهره واقعی در ایران اعلام کردند. در حالی که مستند هر دو گزارش بانک جهانی بود. سایت دنیای اقتصاد با اعلام سال ۲۰۱۲ عدد منفی ۱۳ را برای نرخ بهره واقعی اعلام کرد در حالی که خبرگزاری تسنیم با اعلام تاریخ ۲۰۱۱  عدد مثبت ۷ را ارائه نمود که دقت در گزارش نشان می دهد، این یک اشتباه محرز است زیرا هم در گزارش بانک جهانی و هم در گزارش تسنیم نرخ بهر بانکی ۱۱ درصد و نرخ تورم ۲۰٫۶% بوده است که نرخ بهره واقعی منفی ۹٫۶ را ارائه می دهد.

بر خلاف تصوری که ممکن است، برخی ها بکنند؛ نرخ بهره منفی به هیچ عنوان به نفع بورس و بازار اوراق بهادار نیست؛ چرا که سرمایه گذاران در بازار بورس قادر به وامگیری مستقیم نیستند ولی در اغلب سایر فرصتهای سرمایه گذاری چنین موقعیتی دارند بنابراین در وضعیت منفی شدن نرخ های بهره واقعی سهامداران بزرگتر متمایل خواهند بود تا سرمایه خود را از بورس خارج و در موقعیت هایی سرمایه گذاری نمایند که توان استقراض بانکی داشته باشند. در این وضعیت تنها سهامداران با مهارت کسب و کار پایین و نیز سهامداران خرد یا آنهایی که به هر دلیل فاقد مجال کسب و کار و وام گیری هستند، در بورس باقی می مانند البته نرخ بهره واقعی منفی با بهبود شاخص بازده انتظاری شرکت های بورسی، می تواند تاثیر مثبت غیر مستقیم داشته باشد اما اثر این تاثیر مثبت با تحلیلهای فوق کمتر از اثر منفی آن ارزیابی می شود.

شاخص سود انتظاری هر سهم شرکتها

شاخص مهم بعدی که برای ارزیابی توان رشد بورس می تواند مورد استفاده قرار گیرد و تقویت آن موجب تقویت بورس می شود، شاخص EPS می باشد. اگر قرار باشد برای موازنه بازدهی بورس با سایر بازارها میانگین نسبت p/e کل ثابت بماند، افزایش EPS باعث افزایش قیمت سهام شرکتها شده و نهایت موجب تقویت و رشد بورس می شود. EPS از عوامل مختلفی تاثیر می پذیرد که وقتی هدف برآورد شاخصهای کلان بورس باشد باید عوامل کلان موثر بر آن مد نظر قرار گیرند. یکی از این عوامل کلان رشد اقتصادی است با شاخص رشد GDP  یا GNI قابل اندازه گیری است. تحقیقات انجام شده توسط MCSI در سال ۲۰۱۰ نشان می دهد که برای ۱۶ کشور مورد مطالعه رابطه بین تولید ناخالص داخلی و نرخ بازدهی سهام دارای رابطه مثبت نشان می دهد اما رشد بازده سهام EPS کمتر از رشد اقتصادی است. نرخ رشد اقتصادی ایران در سالهای اخیر بسیار پایین بوده است اما صندوق بین المللی پول برای سال ۲۰۱۷ رشد ۴٫۵% برای اقتصاد ایران پیش بینی کرده است. اما حجم اقتصاد ایران هم اکنون حدود ۱۳۰ میلیارد دلار پایین تر از اوج آن در سال ۲۰۱۲ است.

شاخص نسبت سود انتظاری تقسیمی هر سهم (DPS)

یکی دیگر از فاکتورهای تاثیر گذار در جذابیت بورس، درصد سود تقسیمی توسط شرکتها می باشد. با توجه به اینکه در رقیب اصلی بورس یعنی بانک، سرمایه گذاران عین سود تقسیمی از بانک را دریافت می کنند، بنابراین هر چه این درصد بالاتر باشد تمایل سرمایه گذاران برای خرید سهام و ورود به بازار سرمایه بیشتر خواهد بود . طبق بررسی های انجام شده، به‌طور میانگین در مجامع سال ۹۶ شرکت‌های سهامی، فعالان بازار شاهد تقسیم سود ۶۰ درصدی بودند. هر چند تقسیم سود بالا از جذابیت مناسبی برای سهامداران شرکت‌ها برخوردار است اما توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که تقسیم سود بالا در مجامع عادی سالانه همواره نکته مثبتی قلمداد نمی‌شود. به‌عنوان نمونه شرکتهای دارویی‌ به طور میانگین ۷۰‌درصد سود بین سهامداران خود تقسیم کردند اما با مشکل مطالبات بالای وصول نشده  و  نیز مشکل نقدینگی دست و پنجه نرم می کنند و سهامداران این شرکتها که عمدتاً نیمه‌ دولتی هستند سعی میکنند با تقسیم سود بالا تا حدودی رضایت سهامداران خرد خود را کسب نمایند.

منابع:

۱- تامین مالی از طریق بورس/ ۱۳۹۳/ مدیریت تحقیق و توسعه بورس اوراق بهادار تهران/

  ۲- http://www.sena.ir/ShowNews.aspx?ID=30016

۳- http://www.yardeni.com/pub/mscipe.pdf

۴- http://www.starcapital.de/research/stockmarketvaluation

۵- https://en.wikipedia.org/wiki/Market_capitalization

۶- http://donya-e-eqtesad.com/news/420585/

۷- http://www.eghtesadonline.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-18/12513-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%B5-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C

۸- http://www.eghtesadonline.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-18/38190-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%85-%DA%86%D9%86%D8%AF

۹- http://www.arman-ati.com/?cid=CMSContent&content=1438

 

[/ihc-hide-content]

برای ارائه مطالب و خدمات بهتر و بهبود کیفیت مقالات، نظرات خودتان را از طریق درج کامنت ذیل این مقاله یا ارسال تیکت پشتیبانی و ایمیل برای مدیریت سایت اعلام فرمایید.

4+

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بازگشت به بلاگ